تاثیر محیط طبیعی بر رفتار
مکان های مختلف تأثیرات متفاوتی در مزاج افراد دارد، و مزاج افراد هر منطقه نیز به جغرافیای آنجا وابسته است.ابن سینا اعتدال مزاج انسان را بسته به نژاد و آب و هوای موطن او می داند. آب و هوا نه تنها از لحاظ عوامل طبیعی در مزاج موثر است، بلکه از لحاظ سماوی و رابطه و انطباق نزدیکی که بین انسان و جهان وجود دارد نیز اثر خود را باقی می گذارد. به عنوان مثال، اقلیم چهارم که معتدل ترین اقلیم ها است، موطن مردمانی است که مزاج آن ها از بقیۀ ساکنان کرۀ زمین معتدل تراست.

هر یک از اصنافِ ساکنان زمین دارای مزاج خاصی هستند موافق با آب و هوای اقلیم آن و در هر مورد مزاج دارای جنبۀ
افراط و تفریط می گردد.
به طوری که ملاحظه شد اکثر اندیشمندان اسلامی، خُلق ها را وابسته به ذات و در حقیقتشان امری جبری برخاسته
از تأثیر مزاج، طبع و نوع خلقت می دانند. ولی، در شیوۀ بکارگیری و نمودشان توسط انسان نقش اختیار انسان را مؤثر
دانسته و تغییرپذیر معرفی میکنند. بنابراین از یک سو در بحث وجودشناسی اخلاق و تأثیر آن از اقلیم و طبع، موضوع را
جبری می دانند و از سویی دیگر در نحوۀ بکارگیری و اعمال اخلاق و رفتار نقش اختیار انسان و درمان را بیان میکنند.
از این رو اگر نظرات مکتب احتمالگرا را راه حلی مابین مکتب جبر(با احتمال صد) و امکان(با احتمال پنجاه) بدانیم، این
نه جبر است و نه اختیار، بلکه امری است مابین این دو.
توجه به فاکتورهای خُلقی هر اقلیم، می تواند از بعد هویت بخشی مادی و معنوی هر مکانی قابل استفاده باشد. از بعد مادی، سازگاری کالبدی و سازگاری رفتاری قابلیت های هویتی کالبدی ویژه ای که زبان منطقه خواهد بود ایجاد میکند. از بعد معنوی، ایجاد شخصیت ها، ذوق ها و سلیقه های متنوع به تفاوت های زبان طراحی می انجامد.
1- درون گرایی در اقلیم های گرم و خشک و برون گرایی در اقلیم های مرطوب
تأثیر برون گرایی و درون گرایی کالبدی معماری، بر برون گرایی و درون گرایی شخصیتی، برای نشان دادن نمونه ها و
شواهدی از این رابطه بسیار راحت تر از اثبات این رابطه در جهت عکس است. کالبد معماری درون گرا اگرچه در درجۀ
اول به دلیل نیاز اقلیمی، درون گرا شده است؛ اما، می تواند به تدریج زمینه ساز ایجاد فرهنگ رفتاری و اخلاقی درون گرا
باشد. به عکس شخصیت درون گرا علاقه به کالبد معماری درون گرا دارد و اگر در اقلیم برون گرا واقع باشد با ایجاد تعادلی،
این نیازهای متضاد انسانی و محیطی را پاسخ می دهد.

2-رنگ، هندسه و نشانه هاي آرام و عميق در اقليم هاي گرم و خشک و رنگ، هندسه و نشانه هاي تند و جذاب در اقليم هاي مرطوب
دو نوع ذوق آرام و هیجانی در بررسی هنر اقوام مشاهده می شود. به طور مثال، نمونه هایی از هیجان گرایی تزئینات و هندسه در کشور های شرقی نظیر هند و پاکستان، در مقابل آرامش گرایی مناطق کویری مرکزی ایران و عربستان(مهد تولد اسلام) قابل توجه است. در این زمینه، تحقیقاتی در رابطه با طیف رنگی متناسب با چهار عنصر اصلی طبیعت شامل هوا(گرم و مرطوب)،آتش(گرم و خشک)، خاک(سرد و خشک) و آب(سرد و مرطوب) به عمل آمده است؛ نتایج نشان می دهد که عنصر آب(رطوبت) طیف گسترده تری از رنگ ها را نسبت به سایر عناصر طبیعت شامل می شود.

سبک “رازی” و “اصفهانی” را قیاس کرد. که اولی تک رنگ و دومی چند رنگ است، در تحلیل این تفاوت، به دلایل فرهنگی و اقلیمی اشاره شده که بین این دو سبک ارتباط است. خاستگاه و بستر رشد دورۀ رازی مناطق کویری و گرم و خشک بوده و خاستگاه دورۀ اصفهانی، بیشتر شهر معتدل تر اصفهان می باشد.
جالب است که در مسجد جامع اصفهان حتی در بخش سلجوقی که مربوط به دورۀ رازی است همچون ایوان شرقی کاشیکاری کامل و اصیل سلجوقی مشاهده می شود. در حالی که در دیگر بناهای رازی این حالت کم رونق تر است.
3- انتزاع گرایی در اقلیم های گرم و خشک و صراحت گرایی در اقلیم های مرطوب
در مباحث فلسفی، قدرت بالای تخیل در مزاج خشک، در مقابل صراحت گرایی و کاهش خیال انگیزی ذهن در مزاج مرطوب، به خوبی بیان گردید. طبیعی است که در عرصه های گوناگون هنری در مناطق خشک، نوعی انتزاع گرایی و نمادگرایی های عقلانی و مفهومیِ خیال انگیز ایجاد گردد. البته نباید دو بعد مکمل سادگی و پیچیدگی که نشان از چند لایگی و چند معنایی بودن است را از نظر دور داشت.



