محیط و رفتار انسان

رابطه انسان و  محیط رابطه اي دوسویه است. هر دو به نوعی بر هم تأثیر گذارده و از هم متأثر می شوند. الگوي رویدادهایی را که بر زندگی در بناها و شهرها غالب است، نمی توان از فضاهایی که در آن رخ می دهند، جدا کرد.

انسان بسته به ارزش های فرهنگی خود به فضاها، محرك ها و رویدادها معنی می بخشد و متناسب با آنها رفتار می کند. شناخت، توصیف و تبیین رفتار انسان به درك رابطه محیط و رفتار کمک می کند و درك نقش محیط ساخته شده در زندگی مردم نیازمند فهم و درك ماهیت انسان است. محیط و رفتار آن قدر در هم تنیده شده اند که به سختی می توان آن ها را از هم تفکیک کرد. رفتار را نمی توان مستقل از رابطه درونی آن با محیط درك کرد.

نظریه های رفتار در محیط و ادارک آن

نظریه روانشناسی میدان کورت لوین

کورت لوین رفتار را تابعی از فضاي زیستی می داند و بیان می کند که رفتار تابع محیط ادراك شده است. او عقیده دارد رفتار تابع تأثیر متقابل عواملی است که از فرد از یک سو و از محیط از سوي دیگر، سرچشمه می گیرند.

نظریه کنش متقابل ادراك ویلیام ایتلسن

نظریه کنش متقابل بر نقش تجربی ادراك تاکید دارد و رابطه اي پویا بین فرد و محیط را مبناي تحیلی قرار می دهد. در این نظریه، محیط، مشاهده گر و ادراك وابستگی متقابل دارند.

نظریه روان شناسی اکولوژیک بارکر

بارکر به بررسی فرآیندهاي رفتاري که به صورت جمعی روي داده ودر قرارگاه های رفتاری خاص بروز میکند میپردازد.

حوزه روانشناسی « بوم شناسی » یا « نظریه اکولوژیک » بر نقش موقعیت فیزیکی در خلق رفتار انسان تأکید داشته و به تأثیر محیط فیزیکی بر مردمی که از آن بهره می بردند، می پردازد.

نظریه قابلیت هاي محیطی گیبسون

 لغت « قابلیت » را روان شناسی به نام جیمز جی گیبسون ( 1979 ) مطرح کرد. نظر گیبسون بر این است که ترکیب مواد و سطوح گوناگون تشکیل دهنده جهان، کشف برخی قابلیت هاي محیطی را آشکار می سازد. مردم محیط هاي طبیعی و مصنوع را براي دگرگون کردن قابلیت ها تغییر می دهند.

در حقیقت محیط کالبدي از مجموعه اي از سطوح تشکیل شده است و آدمی با تغییر در این سطوح است که ساختمان ها را بنا می کند و در نتیجه معانی سطوح و یا محیط ساخته شده را تغییر می دهد.

admin

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *